در این بخش، یک نقشۀ راه نظارتی برای هوشمصنوعی و حریم خصوصی به دست خواهم داد و در این باره بحث خواهم کرد که قانون حریم خصوصی باید چگونه دگرگون و سازگار شود تا از عهدۀ رسیدگی به مشکلات حریم خصوصی ناشی از هوشمصنوعی برآید.
آخرین دیدگاهها
در این بخش، یک نقشۀ راه نظارتی برای هوشمصنوعی و حریم خصوصی به دست خواهم داد و در این باره بحث خواهم کرد که قانون حریم خصوصی باید چگونه دگرگون و سازگار شود تا از عهدۀ رسیدگی به مشکلات حریم خصوصی ناشی از هوشمصنوعی برآید.
کنش دیزاین (در معنای مصدریت فعل مذکور)، بهزعم بسیاری از نظریهپردازان این حوزه از دانش، بسیار مبهم است؛ بهگونهای که همین ابهام در ماهیت و معنا، چالشهای فلسفی متعددی را متوجه دانش این مقوله نموده است. از آنجاییکه در غیاب فهم کارکرد بنیانهای فلسفی هر حوزه از دانش، تحقق صورت مناسب و کامل دانشپژوهی در آن ممکن نیست، تعمیق شناخت نسبت به دانش دیزاین همواره دغدغه ارباب نظر در باب حکمت عملی بوده و پژوهشهای علمی و نظاممند پیرامون آن در طی سه نسل ترمینولوژی صورت پذیرفته است.
سند ملی هوش مصنوعی اخیرا به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است. سال گذشته، آقای خسروپناه، دبیر این شورا، اشاره کرد که برای تنظیم سند از رویکرد حکمرانی شبکهای بهره گرفته میشود و ذینفعان مختلف در این موضوع دخیل خواهند شد. با این حال، باز هم سندی در سطح ملی پشت درهای بسته و در اتاقهای کارگروههای شورا تنظیم شد و عملا نه خبرگان دانشگاهی و نه متخصصان فعال در کسبوکارهای هوش مصنوعی نقش خاصی در تدوین سند نداشتند، چه رسد به آنکه در تصویب آن رأیی داشته باشند.
زمانی که هنر و علم در ظاهری فریبنده یکدیگر را ملاقات میکنند و ماشینها ذهنی از آنِ خودشان را به کار میگیرند، قلبها و دیدگان ما را ترسی فرامیگیرد که مبادا حریم خصوصی، که زمانی گرامی داشته میشد، از میان برود.
پیوند حکمتهای «تربیت» و «طراحی» در گرو وجود ارتباط ذاتی میان عناصر «حقیقتجویی» و «کنشمحوری» و وجود مضمون مشترکِ «پویایی در جهت تغییر مطلوب» به شرط «حصول نتیجه» است که این امر تا حدی بهصورت بازآفرینی حکمتهای یاد شده در قالب «کنش پژوهی تربیتی» و «پژوهش از طریق طراحی» تحقق یافته است.
مفهوم چیستی هویت در طول تاریخ حیات انسانی همواره به عنوان پرسشی اساسی مطرح بوده است. هویت در هر دوره متاثر از مفاهیم غالب هستیشناسی، ویژگیهای تاریخی، ویژگیهای بافتیِ اجتماعی و فرهنگی و … که بر پارادایم آن عصر حاکم بودهاند، مفهومی دیگر و ویژه به خود گرفته است.
بازار فضایی انتزاعی است که در آن، تامینکنندگان کالاها و خدمات خود را به قیمت تعادلی به مصرفکنندگان میفروشند. قیمت تعادلی از مبلغی که مصرفکنندگان برای دستیابی به کالا یا خدمات حاضر به پرداخت آناند و هزینه تولید برای مصرفکنندگان نشأت میگیرد.
سیستمهای فنی- اجتماعی میتوانند به عنوان شبکهای با عناصر یکپارچه فنی و اجتماعی تعریف شوند که به واسطه هدفی مشترک تعریف میشوند، به گونهای که هر یک از این عناصر در راستای هدف مشترک در مسیری معین همکاری میکنند. آنچه این دسته از سیستمها را از سایر سیستمهای آمیخته متمایز میکند وجود فرآوردههایی فنی در شبکهای اجتماعی است که منجر به خلق فرآوردهای پیچیده خواهد شد.
یک «شبکه» از گروهی از بازیگران که با یکدیگر وابستگی متقابل دارند به همراه ارتباطات میان آنها تشکیل شده است. بسته به نوع بازیگران، کارکردهای آنها، روابطشان با یکدیگر و سطح و دامنه فعالیتهای هر یک از آنها و نیز محیطی که بازیگران با آن تعامل دارند، شبکههای بسیار گوناگونی پدید میآیند.
برندسازی میتواند امکان ایجاد رابطهی حسی- ادراکی با محصولات را میسر سازد. این پژوهش با مطالعهی روند تغییر پارادایمها در مباحث هستیشناسانه و معرفتشناسانه و پیگیری این تغییرات در حوزه مدیریت برندسازی برای محصولات و خدمات صورت گرفته است.
ایمیل:
thinktankrasta@gmail.com