سیدطهرضا نیرهدی
مقدمه
این یادداشت سیاستی بهتناسب شرایط جنگی کشور و تکثر گزارشها و یادداشتها، کوتاه تنظیم شده است تا خواننده گرامی بتواند در این دوره که متفکران و اندیشکدهها گزارشهای پرشماری منتشر میکنند، در کوتاهترین زمان با وضعیت سرویسهای مجازی و ایدههای اصلی متن مواجه شود.
پیشاپیش از همه خوانندگان فرهیخته و گرامی دعوت میکنیم تا نقد یا نکات تکمیلی نسبت به این یادداشت را با ما به اشتراک بگذارد.
بیان مسئله
جنگ با حمله رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا به ایران در صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد. دستگاههای مسئول فضای مجازی، از فراز تجربه جنگ ۱۲ روزه و حوادث دی ماه ۱۴۰۴، از نخستین ساعات، به جهت مدیریت افکار عمومی و جلوگیری از حملههای سایبری، محدودیتهای شدیدی را بر اینترنت بینالملل اعمال کردند و در اصطلاح عامیانه و با مسامحه «اینترنت ملی» شد. در این یادداشت قصد داریم گزارش اجمالی از وضعیت سرویسهای اینترنتی در این دوره ارائه دهیم و مهمترین نقاط ضعف وضعیت فعلی را بررسی نماییم. این یادداشت به طور مشخص قصد ندارد به درست یا غلط بودن اصل این تصمیم بپردازد.
گزارش وضعیت سرویسهای مجازی در جنگ رمضان
سرویسها و خدمات اینترنتی که توسط دولت یا بخش خصوصی به مردم ارائه میشوند در ادامه فهرست شده و وضعیت کیفیت ارائه سرویسهای مجازی در جنگ رمضان به اجمال طرح میگردند.
۱. خدمات دولتی:
وبگاهها و سرویسهایی که توسط حاکمیت و دستگاههای دولتی به مردم ارائه میشود، با کیفیت نسبتاً پایین به مردم ارائه شد. دلیل این موضوع به طور عمده نه مشکلات در زیرساخت یا کیفیت خدمات اینترنتی بلکه عدم پاسخگویی دستگاه در دنیای واقعی بوده است. به بیان دیگر مثلاً چون مراکز تعویض پلاک فعالیت قابل توجه نداشتهاند، خدمات اینترنتی مرتبط با آنها نیز بهخوبی ارائه نشده است. این مسئله دربارة دستگاههای دیگر نیز چنین است.
۲. خدمات بانکی:
این خدمات در مجموع با کیفیت قابل قبول در شرایط جنگی تاکنون ارائه شده و مشکل قابل توجه در سمت تجربه کاربری اتفاق نیفتاده است. این در حالی است که تا امروز وضعیت ارائه خدمات حضوری بانکها به واسطه جنگ به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است. در این حوزه میتوان گفت که خدمات الکترونیک بانکها موجب بهبود ارائه خدمات بانکی به مردم شده است.
۳. فروش اینترنتی:
فروشگاههای اینترنتی که در بستر شبکههای اجتماعی فعالیت نمیکنند و خود سرویس مستقل دارند (مانند دیجیکالا، اسنپمارکت، اکالا و غیره) با وجود بروز محدودیتها و اختلالات روی GPS و کمبود نیروی انسانی در پیک به واسطه شرایط جنگی در مجموع به ارائه خدمات پرداختهاند. همانطور که گفته شد مهمترین مشکل این سرویسها اختلال در GPS و کمبود نیروی انسانی در پیک است که اولی به حوزه دیجیتال مرتبط و دومی مستقل از آن است.
۴. پیامرسانها:
با شروع جنگ و اعمال محدودیت روی پیامرسانهای خارجی از یک سو و بالا رفتن طبیعی مصرف مردم ازسویدیگر، فشار زیادی به پیامرسانها و شبکههای اجتماعی داخلی وارد شد. هرچند این پیامرسانها در مجموع فعال باقی ماندهاند و ارائه سرویس میکنند، ولی با قطعیهای مکرر، سرعت پایین و اعمال محدودیت روی آپلود و دانلود محتواها مواجهاند. به نظر میرسد این وضعیت بیش از آنکه معلول ضعف مهندسی پیامرسانها باشد، به معماری کلان شبکه باز میگردد. این اپراتورها و تصمیمگیران زیرساخت هستند که میبایست برای این شرایط پلن B داشته باشند و در اسرع وقت شبکه را روی معماری جدید سوئیچ کنند.
۵. موتور جستجو:
اما شاید مهمترین مشکل در وضعیت قطعی و اعمال محدودیت شدید روی اینترنت بینالملل، نبود موتور جستجوی کارآمد، فعال و قابلاتکا باشد. عدم دسترسی به سرویس Google در این شرایط، مهمترین ضعف در شبکه درهمتنیده خدمات اینترنتی است. بدون موتور جستجوی کارآمد عملاً راه دستیابی مخاطبان به وبسایتها و سرویسها و خدماتی که کاربر به صورت روزانه از آنها استفاده نمیکند، عملاً مسدود میشود. کاربران تنها میتوانند به صفحات وبسایتهای خبری مراجعه کنند که نام آنها را دقیق و درست حفظ هستند که این موارد هم بسیار محدود است. آنچه بیش از هر عامل دیگری در شرایط جنگی در فضای مجازی کشور آزاردهنده به نظر میرسد و اصطلاحاً «مردم را از کار انداخته»، نبود موتور جستجو برای این شرایط است. لازم به ذکر است که موتورهای جستجوی فعلی مثل گردو و ذرهبین بههیچعنوان قابلاتکا نبوده و کارآمد نیستند.
۶. سرویسهای محتوایی:
در حال حاضر رژیم مصرف محتوا، بهویژه در میان نوجوانان و جوانان، وابستگی شدیدی به اینستاگرام دارد. این گروه بخش زیادی از وقت روزانه خود را در این بستر میگذرانند. در شرایط جنگی، تمایل به مصرف محتوا بیشتر میشود. از یک سو افراد از وظایف روزانه فراغت دارند و از سوی دیگر میخواهند استرس ناشی از بحران را کاهش دهند. در واقع با جامعهای مواجه میشویم که نمیداند بخش زیادی از وقت روزانه خود را چگونه پر کند. این وضعیت در نهایت باعث سردرگمی و کلافگی مردم میشود.
این نگرانی وجود دارد که این کلافگی روانشناختی با طولانی شدن جنگ به نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی منجر شود. بهنحوی که در حوادث دی ماه نیز تا حدی شاهد آن بودیم. ازسویدیگر سرویسهای محتوای داخلی مانند UGCها و VODها، به مدد رانتی که معماری شبکه و اختصاص زیرساخت قبل از جنگ به ایشان عطا کرده بود، وضعیت مطلوبی در ارائه سرویس دارند. مشکل این سرویسها بیشتر در محتوای ارائه شده و عدم نسبت گرفتن مؤثر با شرایط جنگی است که خود موضوع دیگری است.
۷. خدمات هوش مصنوعی:
امروزه ابزارهای هوش مصنوعی به دستیاران جدی متخصصان تبدیل شدهاند. بسیاری از پژوهشگران و برنامهنویسان دیگر بدون این ابزارها قادر به انجام فعالیتهای شغلی خود نیستند. با این حال، تجربه این مدت نشان میدهد که سرویسهای داخلی هنوز نمیتوانند کیفیت مطلوبی ارائه دهند.
پیشنهادات:
هرچند پیشنهاداتی که در ادامه طرح میگردد لزوماً در شرایط جنگی امکان تحقق ندارند، ولی باتوجهبه آنچه گفته شد ضروری به نظر میرسند و مسئولین میبایست برای بعد از شرایط جنگی، پیشبرد آنها را مدنظر قرار دهند:
- شراکت راهبردی با طرف چینی برای دستیابی به موتور جستوجوی قابلاتکا برای مردم و امن برای شرایط جنگی که دوگانه امنیت و کارایی را فراهم آورد. این ایده اگر پیگیری شود، لوازم آن مانند مقوله ایندکس کردن محتوا و غیره نیز بالتبع لازم میآید.
- برنامهریزی برای تغییر از GPS به بیدو: نگارنده متوجه پیچیدگی این انتخاب هست ولی باتوجهبه استمرار شرایط شبه جنگی در کشور که متأسفانه چند ماهی یکبار تکرار میشود، بررسی این ایده را پیشنهاد میکند.
- وجود پلن B و امکان سوئیچ سریع معماری شبکه: در وضعیت عادی، اقتصاد شبکه تحمیل میکند که معماری آن بهنحوی باشد و این موضوع نه تنها قابل درک که ضروری است. اما برای کشوری مانند ما که ایجاد محدودیت روی اینترنت آن به سالی سه بار رسیده است به همین دلیل داشتن طرح پشتیبان (پلن B) برای شبکه حیاتی است. اپراتورها باید از قبل برنامهای مکتوب برای شرایط بحران بنویسند. آنها باید بتوانند بهسرعت سهم پیامرسانها را از پهنای باند افزایش دهند. در مقابل، سهم خدمات غیرضروری را کم کنند. اپراتورها باید این تغییرات را بر اساس تجربههای قبلی، به صورت منطقهای اعمال کنند.
- دست آخر پیشنهاد میشود در کوتاهمدت شراکت راهبردی با طرف چینی برای توسعه و «تیون» کردن هوش مصنوعی و پیادهسازی روی سرورهای داخل ایران (مثلاً با Deep Seek)، در دستور کار قرار گیرد و در میانمدت با سرمایهگذاری روی تیونینگ مدلهای زبانی Open Source و پیادهسازی روی سرورهای داخلی اقدام نماییم که این راهبرد خود نیازمند سرمایهگذاری روی زیرساخت و مشارکت و جذب سرمایه بینالمللی همسو است.
سخن پایانی:
از وقتی که برای مطالعه این یادداشت گذاشتید، سپاسگزاریم. اگر نقدی به این محتوا دارید، خوشحال میشویم آن را با ما در میان بگذارید. اگر با این دیدگاهها موافقید، لطفاً این یادداشت را بازنشر کنید. یاری شما در رساندن این متن به دست تصمیمگیران، به ما کمک میکند.
انشاءالله این جنگ بهزودی با پیروزی قاطع ایران عزیز ما به پایان برسد.