ساناز پناهی
برگبرنده روانشناختی جامعه ایرانی در شرایط جنگی
در میانه تحولات جنگ رمضان، بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم از خود بپرسیم پشتوانه روانی جامعه ایرانی برای عبور از بحران چیست و چگونه میتوان آن را تقویت کرد. تابآوری در روانشناسی به توانایی افراد و جوامع برای حفظ یا بازیابی کارکرد هیجانی، شناختی و اجتماعی نسبتاً سالم در دل بحران گفته میشود؛ ظرفیتی که نه به معنای نادیدهگرفتن رنج، بلکه به معنای تبدیل آن به انطباق و رشد سازنده است. ایده اصلی این یادداشت آن است که فرهنگ ایرانی، با ترکیب خاصی از معنویت، مناسک جمعی، شبکههای خانوادگی و حافظه تاریخی، یک «برگ برنده روانشناختی» در اختیار سیاستگذار میگذارد که میتواند تابآوری را در شرایط جنگی تقویت کند.
تابآوری از نگاه روانشناسی: کانر، کوباسا و فرانکل
در چارچوب نظری تابآوری، مقیاس کانر و دیویدسون نشان میدهد که تابآوری مجموعهای از مؤلفهها مانند احساس شایستگی فردی، تحمل هیجانهای منفی، پذیرش تغییر، روابط امن و تجربه تأثیرات معنوی است. مفهوم «سرسختی» کوباسا – شامل تعهد، کنترل و نگاهِ چالشمحور – توضیح میدهد چرا برخی افراد و جوامع در برابر فشارهای شدید کمتر فرسوده میشوند و بحران را به فرصتی برای بازتعریف خود تبدیل میکنند. در سطح معنابخشی، ویکتور فرانکل یادآور میشود انسانی که در دل رنج معنایی برای ادامهدادن پیدا میکند، از درون فرو نمیپاشد؛ او شاید نتواند خودِ بحران را حذف کند، اما میتواند نسبتش را با آن تغییر دهد.
چرا فرهنگ ایرانی به تابآوری جمعی کمک میکند؟
اگر این چارچوبها را به زمینه ایرانی بیاوریم، تصویر روشنتری از مزیتهای فرهنگی ایران در تابآوری به دست میآید. مردمی که در روایتهای تاریخی و مذهبیشان بارها با الگوهای «ایستادگی تا آخر» و «پایداری بر ارزشها» مواجه شدهاند، بالقوه میتوانند مؤلفههای تعهد، احساس کنترل و نگاهِ چالشمحور را در سطح جمعی نیز تجربه کنند.
نقش معنویت، مناسک جمعی و خانواده
فرهنگ ایرانی با ترکیب ویژهای از اسطورهها، مناسک و ادبیات، این منابع معنوی را تقویت کرده است. روایتهای عاشورایی و ادبیات حماسی، رنج را در افق کرامت و سرافرازی بازخوانی میکنند. غزلهای عارفانه نیز از دل تاریکترین شبها، نوید «صبح امید» را میدهند. این آثار به ایرانیان میآموزند که چگونه درد را به استقامت تبدیل کنند. مناسک جمعی و حضور میدانی مردم، حس تعلق را تقویت میکند. گردهماییها و آیینهای مذهبی باعث تنظیم هیجان جمعی و گسترش شبکههای حمایت میشوند. در کنار این موارد، شبکههای خانوادگی و محلهای نیز اهمیت زیادی دارند. این شبکهها در زمان بحران، حس «پشتگرمی» و امنیت نسبی را به افراد منتقل میکنند.
چگونه سیاستگذاری میتواند تابآوری را تقویت کند؟
از منظر سیاستگذاری، همه این عناصر نشان میدهند که فرهنگ ایرانی صرفاً زمینهای خنثی برای مداخلات روانشناختی نیست، بلکه خود حامل سرمایههای تابآوری است. سیاست اجتماعی، رسانهای و سلامت روان میتواند با تقویت معنادار این سرمایهها – از طریق حمایت از فعالیتها و کنشهای جمعی داوطلبانه، تقویت شبکههای محلی و خانوادگی، و بازنمایی مسئولانه روایتهای استقامت در هنر و رسانه – تابآوری را از یک واژه در اسناد رسمی به تجربهای زیسته در میدان و زندگی روزمره تبدیل کند. فرهنگ ایرانی فقط بستر تابآوری نیست؛ بلکه برگ برنده روانشناختی ما در شرایط جنگی است. اگر سیاستگذاران این مزیت را با نگاه علمی و مشارکتی بررسی کنند، میتوانند از آن به عنوان پشتوانهای مهم در تصمیمگیریهای کلان بهره ببرند.