نوآوری در معنا برای تقویت تاب‌آوری ملی در بحران

نوآوری در معنا؛ پیشران تاب‌آوری ملی در بحران

فهرست مطالب

یاسمن حاجیان؛ کارگروه طراحی راهبردی

مقدمه: ضرورت مداخله هوشمند سیاستی در اقتصادِ بحران‌زده

در شرایط جنگ و نااطمینانی فراگیر، یکی از نخستین بخش‌هایی که تحت فشار قرار می‌گیرد، شبکه گسترده کسب‌وکارهای خرد و متوسط است؛ کسب‌وکارهایی که سهم بالایی در اشتغال، معیشت خانوار و پایداری اجتماعی دارند. در چنین وضعیتی، سیاست‌گذاری اقتصادی بیش از هر زمان دیگر نیازمند اقدامات سریع، کم‌هزینه و منعطف است. طرح «حمایت دیجیتال به منظور تقویت تاب‌آوری کسب‌وکارها در دوره جنگ» که از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس ارائه شده، تلاشی قابل‌توجه در همین راستاست و نشان‌دهنده توجه سیاست‌گذار به ظرفیت‌های اقتصاد دیجیتال در مدیریت شرایط بحرانی است.

دو سطح نوآوری در سیاست‌گذاری

روبرتو ورگانتی در مفهوم نوآوری در معنا (Meaning Innovation) میان دو نوع نوآوری تمایز قائل می‌شود. نخست نوآوری در راه‌حل (Solution Innovation)  که بر یافتن روش‌های بهتر برای حل مسائل موجود تمرکز دارد؛ یعنی پاسخ‌های کارآمدتر به پرسش «چگونه». نوع دوم، نوآوری در معنا است که به پرسش «چرا» می‌پردازد؛ یعنی اینکه یک خدمت، سیاست یا اقدام عمومی چه معنا و ارزشی برای جامعه ایجاد می‌کند.

در سیاست عمومی، هر دو نوع نوآوری اهمیت دارند. بهبود کارایی خدمات، هماهنگی بهتر میان نهادها و استفاده از فناوری‌های نوین نمونه‌هایی از نوآوری در راه‌حل هستند. اما نوآوری در معنا می‌تواند افق تازه‌ای از همکاری و مشارکت اجتماعی ایجاد کند و به سیاست‌ها عمق و پایداری بیشتری ببخشد.

تاب‌آوری ملی؛ فراتر از زیرساخت و منابع

در شرایط بحران، مفهوم تاب‌آوری ملی (National Resilience) اغلب با زیرساخت‌ها، منابع اقتصادی یا ظرفیت‌های مدیریتی سنجیده می‌شود. این عوامل بدون تردید اهمیت دارند. با این حال، یکی از مهم‌ترین ابعاد تاب‌آوری، سرمایه اجتماعی و توان جامعه برای همکاری و همیاری در مواجهه با دشواری‌ها است.

نوآوری در معنا می‌تواند به تقویت همین بُعد کمک کند. هنگامی که مواجهه با بحران نه صرفاً به‌عنوان یک مسئله مدیریتی، بلکه به‌عنوان یک مسئولیت مشترک اجتماعی دیده شود، ظرفیت‌های جامعه برای مشارکت و حمایت متقابل فعال‌تر می‌شود. در این نگاه، شهروندان تنها دریافت‌کنندگان خدمات نیستند، بلکه بخشی از راه‌حل نیز به شمار می‌آیند.

طراحی خدمات عمومی با رویکرد مشارکتی

یکی از مسیرهای عملی برای تحقق این نگاه، استفاده از طراحی خدمت در سیاست عمومی (Public Service Design) است. این رویکرد تلاش می‌کند خدمات اجتماعی را بر اساس تجربه واقعی شهروندان و با مشارکت ذی‌نفعان مختلف طراحی کند.

در این چارچوب، گفت‌وگو با گروه‌های محلی، استفاده از تجربه نهادهای اجتماعی و همکاری میان دستگاه‌های مختلف می‌تواند به طراحی خدماتی منجر شود که هم کارآمدتر باشند و هم با نیازهای واقعی جامعه هماهنگی بیشتری داشته باشند. چنین رویکردی علاوه بر بهبود کیفیت خدمات، احساس مشارکت و اعتماد را نیز در جامعه تقویت می‌کند.

گام‌های عملی برای تقویت نوآوری در معنا

برای حرکت در این مسیر، چند اقدام عملی می‌تواند راهگشا باشد. نخست، شناسایی و حمایت از ابتکارهای اجتماعی و شبکه‌های مردمی که در بسیاری از مناطق کشور نقش مهمی در کاهش فشارهای اجتماعی ایفا می‌کنند. دوم، ایجاد فضاهای گفت‌وگوی سیاستی میان نهادهای تصمیم‌گیر، متخصصان و نمایندگان جامعه برای تبادل تجربه و طراحی راه‌حل‌های مشترک. سوم، اجرای برنامه‌های آزمایشی کوچک در حوزه خدمات اجتماعی تا امکان یادگیری و اصلاح تدریجی سیاست‌ها فراهم شود.

جمع‌بندی: بحران به‌عنوان فرصتی برای تقویت همبستگی

بحران‌ها در عین دشواری، می‌توانند لحظه‌هایی باشند که ظرفیت‌های پنهان جامعه آشکار می‌شود. اگر سیاست‌گذاری بتواند در کنار مدیریت مسائل فوری، به بازتعریف معنای مشارکت و همکاری ملی نیز توجه کند، این ظرفیت‌ها می‌توانند به سرمایه‌ای ارزشمند برای آینده تبدیل شوند.

در این چارچوب، نوآوری در معنا مکمل مدیریت بحران است؛ رویکردی که می‌تواند با تقویت اعتماد، همبستگی اجتماعی و مشارکت شهروندان، به افزایش تاب‌آوری جامعه در مسیر عبور از شرایط دشوار کمک کند.