کارگروه راهکارهای دیجیتال
وابستگی پنهان به سرویسهای خارجی
گاهی فقط چند دقیقه کافی است تا وابستگی یک جامعه به سرویسهای خارجی خودش را نشان دهد. صبحی که واتساپ ناگهان از دسترس خارج میشود، تازه خیلیها متوجه میشوند بخش مهمی از ارتباطات روزمره، هماهنگیهای کاری، فایلهای شرکت، گروههای خانوادگی و حتی ارتباط مشتری و فروشنده، روی یک پلتفرم خارجی بنا شده است. چند ساعت بعد، موج مهاجرت شروع میشود؛ عدهای سراغ پیامرسانهای داخلی میروند، کسبوکارها لینک کانالهای جدید منتشر میکنند و بعضی سازمانها هم اطلاعیه میدهند که «فعلاً از سرویس جایگزین استفاده کنید». درست در همین نقطه است که یک سوال قدیمی دوباره مطرح میشود.
آیا محدود شدن اینترنت بینالملل میتواند به رشد پلتفرمهای داخلی کمک کند؟
پاسخ این سوال، برخلاف فضای احساسی شبکههای اجتماعی، چندان ساده نیست. در واقع درباره این موضوع، حداقل سه نگاه متفاوت وجود دارد.
در یک سوی ماجرا، موافقان محدودسازی قرار دارند. آنها معتقدند پلتفرمهای داخلی در حضور رقبای بدون محدودیت خارجی، فرصت رشد پیدا نمیکنند. از نگاه این طیف، رقابت سرویسهای داخلی با غولهای فناوری جهان از ابتدا نابرابر است.
کاربران سالها به پیامرسانها و شبکههای اجتماعی خارجی عادت کردهاند. بنابراین، طبیعی است که بهسادگی سراغ نمونههای داخلی نروند. به باور این گروه، تنها اجبار شرایط میتواند کاربران را به سمت پلتفرمهای بومی هدایت کند.
طرفداران این نگاه معمولاً به دورههای اختلال اینترنت اشاره میکنند؛ دورههایی که ناگهان تعداد نصب و کاربران فعال پلتفرمهای داخلی افزایش پیدا میکند. از نظر آنها، این اتفاق نشان میدهد ظرفیت استفاده از خدمات بومی در کشور وجود دارد، اما کاربران تا زمانی که گزینه خارجی همیشه در دسترس باشد، کمتر به سرویسهای داخلی فرصت میدهند.
چرا رشد اجباری، رشد پایدار نیست؟
در سوی دیگر، مخالفان این دیدگاه معتقدند رشدی که بر پایه محدودیت شکل بگیرد، لزوماً رشد واقعی نیست. آنها میگویند مهاجرت اجباری کاربر با «اعتماد» تفاوت دارد. کاربری که صرفاً به دلیل قطع شدن یک سرویس خارجی به نمونه داخلی میرود، ممکن است در اولین فرصت دوباره به همان پلتفرم قبلی بازگردد. به اعتقاد این گروه، موفقیت پایدار در اقتصاد دیجیتال بیشتر از آنکه به حذف رقیب وابسته باشد، به کیفیت خدمات، تجربه کاربری، امنیت و اعتماد عمومی وابسته است.
در این میان، یک نگاه میانه هم وجود دارد که شاید واقعبینانهتر از دو سر این طیف باشد. این دیدگاه میگوید مسئله اصلی حذف اینترنت جهانی نیست، بلکه داشتن «گزینه جایگزین قابل اتکا» در زمان بحران است.
نگاه میانه؛ راهحل واقعی چیست؟
بر اساس این نگاه، اینترنت بینالملل باید در دسترس باشد و رقابت هم باید وجود داشته باشد؛ اما در کنار آن، کشور باید روی توسعه زیرساختها و پلتفرمهای داخلی هم سرمایهگذاری واقعی انجام دهد. نه فقط در زمان بحران، بلکه در شرایط عادی. چون اگر قرار باشد روزی در شرایط جنگ، حملات سایبری، اختلال گسترده یا حتی قطع ارتباطات خارجی، سرویسهای داخلی نقش جایگزین را ایفا کنند، باید از قبل توسط مردم استفاده شده باشند، زیرساخت کافی داشته باشند و اعتماد عمومی را بهدست آورده باشند.
پلن A و پلن B در اقتصاد دیجیتال
در واقع مسئله بیشتر شبیه داشتن «پلن A و پلن B» است. یعنی کشور هم از مزایای اینترنت جهانی و سرویسهای بینالمللی استفاده کند و هم همزمان، زیرساختهای بومی را آنقدر تقویت کند که اگر روزی اختلالی ایجاد شد، زندگی دیجیتال مردم متوقف نشود.
شاید مهمترین نکته همین باشد؛ آینده اقتصاد دیجیتال ایران احتمالاً نه در حذف کامل سرویسهای خارجی شکل میگیرد و نه در وابستگی مطلق به آنها. مسئله اصلی، رسیدن به تعادلی است که در آن هم رقابت وجود داشته باشد، هم حق انتخاب کاربران حفظ شود و هم کشور در شرایط بحرانی، بدون گزینه جایگزین نماند.