کارگروه راهکارهای دیجیتال
چرا اختلال اینترنت بینالملل برای کسبوکارها خطرناک است؟
قطع یا اختلال گسترده در اینترنت بینالملل در ماهها و سالهای اخیر به یکی از دغدغههای اصلی کسبوکارهای آنلاین در ایران تبدیل شده است. بر کسی پوشیده نیست که قطع دسترسی به سرویسها و پلتفرمهای بینالمللی، تبعات اقتصادی، ارتباطی و حتی روانی جدی برای فعالان فضای مجازی دارد. با توجه به شرایط جنگی و تنشهای منطقهای، احتمال تکرار یا طولانیتر شدن این اختلالها وجود دارد. نادیده گرفتن این واقعیت میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به کسبوکارهای اینترنتی وارد کند. در چنین شرایطی، استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای داخلی میتواند به راهحلی «برد–برد» برای کسبوکارها و کاربران تبدیل شود.
در حال حاضر، پیامرسانها و سامانههای بومی متعددی بر بستر شبکه ملی اطلاعات فعال هستند. این پلتفرمها در زمان قطعی اینترنت بینالملل نیز در دسترس کاربران میمانند. حتی در این شرایط، تقاضا برای استفاده از آنها افزایش مییابد. مردم برای تأمین نیازهای روزمره خود به این ابزارها مراجعه میکنند. بنابراین، کسبوکارها باید حضور فعالی در این بسترها داشته باشند. این اقدام هوشمندانه مانع از افت شدید فروش و قطع ارتباط با مشتریان میشود.
بسیاری از کسبوکارها تنها بر بسترهای بینالمللی بازاریابی تکیه میکنند. این وابستگی در زمان قطعی اینترنت، کانال ارتباطی آنها با مخاطب را کاملاً قطع میکند. در مقابل، برخی شرکتها بخشی از بودجه خود را به سمت پلتفرمهای داخلی هدایت کردهاند. آنها با حضور در پیامرسانها و موتورهای جستجوی بومی، در زمان بحران ارتباط با مشتری را حفظ میکنند. هرچند این جایگزینی در کوتاهمدت چالشهایی دارد، اما در میانمدت یک راهکار دیجیتال پایدار خواهد بود.
پیامرسانها و سامانههای بومی چه ظرفیتی در بحران دارند؟
از منظر استراتژیک، حضور در پلتفرمهای داخلی صرفاً یک واکنش اضطراری به قطع اینترنت نیست، بلکه اقدامی پیشگیرانه برای تابآوری (Resilience) کسبوکار در برابر ریسکهای بیرونی است. به بیان دیگر، تنوعبخشی به کانالهای ارتباطی و تبلیغاتی – شامل پیامرسانهای داخلی، وبسایتها و پورتالهای بومی پرمخاطب، موتورهای جستوجوی داخلی و سامانههای خدمات آنلاین ایرانی – به کسبوکار کمک میکند حتی در صورت استمرار اختلالهای بینالمللی، چرخه اطلاعرسانی، فروش و خدمات پس از فروش قطع نشود.
باید این نکته را مد نظر داشت که در مسیر حضور در پلتفرمهای داخلی نیز باید تنوعبخشی انجام شود. بدین معنا که موضوع تنوعبخشی باید در سیاستگذاریهای کلان کسبوکار لحاظ شود نه فقط یک اقدام فنی یا مقطعی. در واقع حاکمیت باید با ارائه مشوقهای عملیاتی کسبوکارها را به سمت پلتفرمها سوق دهد و مدیران کسبوکارها نیز باید به عنوان جایگزین (حداقل) و به عنوان یک مسیر آگاهانه تمامی بخشهای کسبوکار را در مسیر تنوعبخشی مدیریت کنند.
برای مثال :
همانطور که نباید فقط به یک شبکه اجتماعی یا پیامرسان تکیه کرد، در تبلیغات هم بهتر است بودجه بین چند بستر مختلف توزیع شود. در سطح زیرساخت هم داشتن گزینههای جایگزین برای میزبانی و دسترسی کاربران اهمیت پیدا میکند. در عملیات هم باید سناریوهای جایگزین برای زمان اختلال از قبل تعریف شده باشد.
جمعبندی
در نهایت، هرچند هیچ جایگزینی نمیتواند بهطور کامل خلأ دسترسی پایدار به اینترنت بینالملل و سرویسهای جهانی را پر کند، اما نادیده گرفتن ظرفیتهای داخلی در شرایط فعلی، خود به یک عامل تشدیدکننده بحران تبدیل میشود. پذیرش واقعیتهای جدید فضای دیجیتال کشور و بهرهگیری از سامانههایی که امروز بخش مهمی از فعالیت آنلاین مردم در آنها جریان دارد، میتواند حداقلِ لازم برای کاهش آسیبها و حفظ تداوم کسبوکار در دوران بیثباتی ارتباطی باشد. این رویکرد نهتنها به حفظ حیات اقتصادی کسبوکارها کمک میکند، بلکه میتواند به بلوغ و ارتقای اکوسیستم دیجیتال داخلی نیز منجر شود؛ وضعیتی که در نهایت به نفع کسبوکارها، کاربران و اقتصاد ملی خواهد بود.