علی الماسی زند / مدیر کارگروه حکمرانی اندیشکده رستا
تعریف اینترنت طبقاتی
اصطلاح «اینترنت طبقاتی» به نظامی از دسترسی به اینترنت اطلاق میشود که در آن سطوح متفاوتی از کیفیت، سرعت، محتوا یا آزادیهای اینترنتی، بر مبنای ویژگیهای اجتماعی، اقتصادی، شغلی یا نهادی کاربران تخصیص داده میشود. بهعبارت دیگر، برخلاف اینترنت آزاد و بیتبعیض (Net Neutrality) که دسترسی برابر برای همگان را تضمین میکند، در اینترنت طبقاتی برخی اقشار یا گروهها دسترسی گستردهتر، سریعتر و آزادتر به اینترنت دارند، در حالیکه دیگران با محدودیتهایی مواجهاند (Van Schewick, 2010).
تجربهی دیگر کشورها
تجربه اینترنت طبقاتی یا شکلی از تمایز دسترسی در برخی کشورها، با نامها یا اشکال مختلف، وجود داشته است:
چین: از طریق «دیوار آتش بزرگ»، دسترسی به اطلاعات خارجی بهشدت کنترل میشود؛ اما برخی دانشگاهیان و پژوهشگران، با مجوزهای خاص، به نسخههایی آزادتر از اینترنت دسترسی دارند (Creemers, 2017).
روسیه: مدل «اینترنت حاکمیتی» (Sovereign Internet) که دسترسی را بر مبنای نهادها و وابستگیهای دولتی تفکیک میکند (Soldatov & Borogan, 2015).
هندوستان: در برخی موارد محدود، دولتها در ایالتها یا مناطق خاص، اینترنت را برای عموم قطع کردهاند، اما آن را برای بانکها یا نهادهای خاص فعال نگه داشتهاند (Access Now, 2020).
ایالات متحده: تلاشهایی از سوی برخی شرکتهای ارائهدهنده خدمات اینترنتی برای فروش بستههای متمایز با دسترسی سریعتر به خدمات خاص، از قریب 20 سال قبل منجر به مناقشات سیاسی درباره «بیطرفی شبکه» شد (Wu, 2003).
وضعیت ایران
در ایران، از دهه ۱۳۹۰ تاکنون، بحثهایی پیرامون «اینترنت ملی» و «شبکه ملی اطلاعات» وجود داشته که هدف آنها حفظ امنیت و بومیسازی خدمات بوده است. اما در سالهای اخیر، با افزایش فیلترینگ و کنترل گسترده بر شبکه جهانی، سیاست «اینترنت طبقاتی» بهصورت رسمی مطرح شده است. بر اساس گزارشها، این سیاست شامل ارائه اینترنت با دسترسی آزاد به برخی گروههای شغلی (مانند اساتید دانشگاه، پزشکان، نهادهای خاص حکومتی و امنیتی) و نگه داشتن اینترنتی محدود و فیلترشده برای عموم مردم است. (مرکز ملی فضای مجازی، ۱۴۰۲)
در مدت جنگ 12 روزه کاربران تجربیات متعددی از ملی شدن اینترنت و عدم دسترسی به شبکه جهانی داشته اند؛ حتی در روزهای مذکور نوعی اینترنت طبقاتی به این شکل که مثلاً در مناطقی از تهران نت ملی و در مناطقی دیگر نت جهانی در دسترس کاربران قرار گرفته بود، مشاهده شد. که این مدیریت بحران البته قابل توجیه و معقول بود اما آیا چنین نسخه ای برای روزگار غیر جنگی هم مناسب است؟
از طرفی اینترنت طبقاتی در ایران را با دیگر کشورها نمی توان مقایسه کرد چرا که در ایران تفکیک میان گستره ی دسترسی است یعنی بخش گسترده ای از جامعه دسترسی مناسب به اینترنت جهانی نخواهند داشت در حالی که در تجربیات جهانی به استثناء چین، تفکیک در ساحت کیفیت است یعنی پهنای باند و سرعت و . . و البته برخی محدودیت های جزئی در خشونت و پورن برای کودکان و نوجوانان؛ به یک معنا در تجربیات جهانی مثلاً 80 درصد ایجاب است و 20 درصد سلب در حالی که تقریبا در ایران عکس این ماجرا حاکم خواهد بود.
چالشها
نقض عدالت دیجیتال:
تمایز در سطح دسترسی، اصول عدالت اطلاعاتی را نقض میکند و موجب شکلگیری نوعی تبعیض ساختاری بسط انحصار در جامعه میشود (Gurumurthy & Chami, 2014).
افزایش نارضایتی عمومی:
تخصیص رانت دسترسی به گروههای خاص، زمینهساز شکاف اجتماعی و افزایش حس بیعدالتی در میان اقشار مختلف خواهد شد، بهویژه در جامعهای که فضای مجازی، ابزار اصلی ارتباط، آموزش، کسبوکار و سرگرمی شده است.
گسترش بازار سیاه فیلترشکنها و ناامنی سایبری:
مردمی که به نسخههای آزاد اینترنت دسترسی ندارند، به استفاده از VPN و ابزارهای دور زدن فیلترینگ روی میآورند که عمدتاً از منابع نامطمئن و خارجی تأمین میشوند. این ابزارها، خود بسترهای بالقوه برای جاسوسی و بدافزار هستند (Deibert, 2013). این دقیقا همان دردسری بود که امنیت کشور در جنگ 12 روزه به آن دچار شد.
افت سرمایه اجتماعی:
کاهش سطح مشارکت عمومی در فضای دیجیتال بهعلت محدودیتهای ارتباطی، منجر به کاهش سرمایه اجتماعی و فاصله گرفتن نخبگان دیجیتال از تودههای مردم میشود (Castells, 2010).
تعارض با اهداف حکمرانی دموکراتیک:
اینترنت طبقاتی با اصول شفافیت، پاسخگویی و مشارکت در تضاد است و شکلی از حکمرانی استبدادی دیجیتال را تثبیت میکند (Morozov, 2011).
فرصتها و پیامدهای مثبت احتمالی (از منظر حامیان طرح)
کنترل تهدیدهای امنیتی و اطلاعاتی:
مدافعان این طرح معتقدند که محدودسازی دسترسی عمومی به برخی پلتفرمها یا اطلاعات، میتواند از نفوذ رسانههای بیگانه، فعالیتهای ضدنظام، و تهدیدات امنیتی بکاهد.
حفظ بهرهوری برای اقشار حساس و علمی:
برای برخی اقشار مانند پژوهشگران و دانشگاهیان، دسترسی به اینترنت بدون فیلتر به عنوان ضرورتی حرفهای تلقی میشود؛ اینترنت طبقاتی این امکان را در عین اعمال محدودیت برای سایر کاربران فراهم میآورد.
ایجاد بازار خدمات دیجیتال بومی:
محدودسازی اینترنت جهانی ممکن است زمینهساز رشد پلتفرمهای داخلی و سرمایهگذاری در زیرساختهای بومی باشد؛
البته این تجربه در عمل غالباً موفق نبوده است.
جمعبندی
اینترنت طبقاتی، سیاستی است که از منظر نظری، در تعارض با اصل برابری دیجیتال و عدالت ارتباطی است و در عمل نیز تجربههای جهانی نشان میدهند که این رویکرد اغلب به افزایش نارضایتی اجتماعی، شکاف دیجیتال، و تعمیق کنترلهای اقتدارگرایانه منجر شده است.
هرچند ممکن است این سیاست در کوتاهمدت اهدافی مانند کنترل اطلاعات یا حفظ امنیت را دنبال کند، اما در بلندمدت میتواند پیامدهای منفی جدی ای برای حکمرانی دیجیتال، سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار بههمراه داشته باشد.
منابع
- Access Now. (2020). Shattered dreams and lost opportunities: A year in the fight to #KeepItOn. https://www.accessnow.org
- Castells, M. (2010). The Rise of the Network Society (2nd ed.). Wiley-Blackwell.
- Creemers, R. (2017). Cyber China: Updating propaganda, public opinion work and social management for the twenty-first century. Journal of Contemporary China, 26(103), 85–100.
- Deibert, R. (2013). Black Code: Inside the Battle for Cyberspace. Signal.
- Gurumurthy, A., & Chami, N. (2014). Digital exclusion and the Global South: Towards a theoretical framework. Global Media and Communication, 10(2), 139–157.
- Morozov, E. (2011). The Net Delusion: The Dark Side of Internet Freedom. PublicAffairs.
- Soldatov, A., & Borogan, I. (2015). The Red Web: The Struggle Between Russia’s Digital Dictators and the New Online Revolutionaries. PublicAffairs.
- Van Schewick, B. (2010). Internet Architecture and Innovation. MIT Press.
- Wu, T. (2003). Network neutrality, broadband discrimination. Journal on Telecommunications and High Technology Law, 2, 141–179.
- مرکز ملی فضای مجازی. (۱۴۰۲). طرح تفکیک اینترنت بر اساس سطح دسترسی کاربران. شورای عالی فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران.